ما

باز باران میبارد
و من غرق در هیاهوی بی انداره  فکر هایم
به طنین دلنواز باران گوش میسپارم 
رقص موزون این قطرات  ((ما)) را یادم می آرد
من پر از  خاطره ام
من لبریز از عشق

پنجره بار دگر به آسمان می نگرد
آسمانی که دگر غرق در اندوه است
فریاد  که میزند پنجره می لرزد
هجوم گریه را در بر می گیرد
او نیز غمگین است

هیچ اند یشیده ای من چقدر شبیه آن پنجره ام؟

 

/ 39 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

سلام[گل] بالاخره آپیدم بدووووووووووووووووووو بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بردیا

سلااااااااااام...[نیشخند] تو اونور من اینور...[نیشخند] ولی ایول جمله تاریخی بودا... (شما پسرا در همه حال می پیچین یعنی پیچش می خورین حالا به نظرت ما دخترا باید به پیچش شما آقا پسر ها تکیه کنیم؟؟!!) من آپم[شیطان] بای.

چرا

چی ؟[سبز]

مامادو

کجایی که مامادوتو کشتن[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

محمد علی وفائی

سلام شعر یا نثر یا شعر نوی قشنگی بود.[دست][گل] ببینم امتحان ها که اثری روی شما نگذاشته؟گذاشته؟[شوخی][سوال][شوخی]

فرشته

سلام دوست خوبم با عرض تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان و 72 تن از یاران شجاعش تلاوت سراسری سوره ی حشر برای رهایی مردم غزه. این سوره در هنگام پیروزی سپاه اسلام بر یهود نازل شد

جاسوییچی

ای بابا[تعجب] از توی مخ هسته ای بعیده یادت بره.

ابوذر اکبری

کسی دیوونگی کرده کسی آمار بد داده کسی اون سوی تنهائی از رنج قمریا شاده کسی که با همه لبخند دلش چرکین و غمناکه نگاه کن کی رو حسرت داد اونیکه عاشق و پاکه تمام این تهاجم با یه فریاد میشکنه آروم هراسون میشه شبگریه تموم قصه های شوم توئی که همقسم با عشق تن دریا رو لرزوندی نگو از ترس و تنهائی بدونِ دل تو چی بودی [دست][گل][بغل]

ابوذر اکبری

سلام تشکر از لطف شما [گل] منم با اجازه می لینکم ...... باز هم ممنون [دست][دست][گل][لبخند]