FOR MY LOVELY GOD


کوچولوی شما ..

من، سوسک، مخاطب(می زنم بپاشی به طاق!)

Sلام!

وای چه باحال این رو از یه دوستان یاد گرفتم دمت گرم جیگر.....تبریک به شما من این دفعه چیز خاصی اختراع نکردم در نوع سلام کردن....

آها طبق نظر سنجی که به عمل داده شد(حال کردی ترکیب جمله رو؟؟؟؟؟)

]چقدر که بعضیاتون درست حسابی نظر دادین [سه تا موضوع انتخاب کردیم   تووووووپ ....

خوب......اااا آروم بگیر بچه توی مخت باید به طور نا محسووسی بترکونی این جوری      که نباید نوترون بترکونی ..نوترون ترکوندن راه داره....باید زیر بنای مخت مخفی باشه!...یعنی چی ؟؟؟  یعنی اینکه بقیه چیزی نفهمن جزشون در آد برن بگن تو زیادی داری می ترکونی ها!...نترکون...بترکونی می ترکونیمد...بعد تو بگی هوی پکیده با من بودی؟؟؟؟

اون بگه آره ...بعد تو بگی تا چشت در آد! زیادی حرف بزنی می ترکونیمد همگی !

سوخت مغز هسته ای شما هنوز سلول های نترکیدست...ولی بنده فی الحال همه سلول هایمان  پیتی کردن و ترکیدند...بنده از پلوتنیم استفاده می کنم !

 تا توانی نوترونی بدست آور    که سلول ترکاندن هنر نمی باشد

((((((((حال نداری ادامه نده جانم!...از کلوپ ترکیده ها استفا بده(هرکی حد اقل تا اینجارو خونده باشه باید بگه که استفا نمیدم ....می ترکیم تا سلول در مغرمان باقیست)))))))))

خوب این یکیش رو توی این پست می گم!

سوسک های مست !

در تنگ و تای روز های آخر سال بود و ما مثل همیشه  دو روز مونده به عید  تصمیم به خانه تکوندن گرفته بودیم و از قضا داشتیم آشپز خانه رو می سابیدیم.مامان بنده اون  روز های آخر سال   مخ هسته ایشان  تعطیل شده  بود ...سلول هاشون هم رفته بودن مرخصی!... همین جور که داشت با چنگ و دندون می سابید این آشپز خونرو توی این چاه وسط آشپز خونه ما یک اسپری سوسک کش رو خالی کرد !!!!!!! که این شاخ های چندش این سوسک های آتیش پاره مزاجشون رو تنگ نکنه...آخه این بد بخت ها چه گناهی دارن شاخاشون درازه!...هی هم این شاخ ها تکون می خوره (اییییییی)

حالا بیا سوسکا رو بگیر انگار یه شیشه از اون بد بدا ریختی تو حلقشون!..این قسمت رو  داشته باش ...من (فقط من) میرفتم ایور سوسک اوور سوسک(ایتقدر هم ملس راه می رفتن ...یه قوطی سوسک کش  تاثیره خفتی روشون گذاشته بود! بیچاره ها) آخرسر مامانم کی هی از جیغ های 5 دقیقه  ای  من می پرید هوا...عصبانی گفت بچه بسه دیگه ! یه سوسک که  ترس نداره (متاسفانه یکی دوتا نبودن مادرم  حد اثل 5 ، 6 بار جیغ زدم)  برو این فرچه رو از تویه دستشویی بیار ببینم ...بنده: چشم باقالا قاتوی من !

رفتم ......(!)

چشتون روزگار به این بدی نبینه.....ما این در ه  دست شویی رو  باز کردیم  ..وای وای وای از یه ور دیگه زده بودن بالا

انگار یه خرمن سوسک رو  همون جا خالی کرده بودن ...از توی چاه توالت قطاری از اون سوسک های  بد ریخت  گنده قهوه ای فاضلابی بوووووووووووووووووووود ...تا دمه دنپایی که همه کپه شده بودن رو هم دعوا برره ای  سر یه دمپایی!!!

یکی می گفت بزن اگه مردی!

یکی می گفت بزن خلاصم کن!

یکی می گفت بزن تا نمردم !

(اسکل بودن ها همه فقط دم یه دمپایی  کپه شده بودن...یه دمپایی دیگم اون ور تر بود!.....نتیجه: سوسک  ها نر بودن دمپایی هم ماده بوده!!!!)

اااا داشتم می گفتم ...من که تا به حال با این همه سوسک یک جا ندیده بودم ..رنگم از ترس پرید...سفیدعین گچ !

_م ...ا...ما......ن(اینقدر ترسیده بودم که حتی جیغ هم نزدم)

نمیدونم فک کنم10 دقیقه گذشت!

شکیبا_رویا رویا زنده ای؟؟ ....زنده ای؟؟؟!!! اگه زنده ای دست راستتو بیار بالا!

من_مامان.....

شکیبا_من مامانت نیستم!    نه انگار حالت خوش نیست

خلاصه زنده موندیم دیگه.....ما زمانی میمیریم که مخمون رو با موشک بزنن!

حالا تیتراژ..اینم گفنار روی تیتراژ پایانی :

من_مامان سوسکا کوشن !!؟؟؟؟

مامانم_توی پلاستیک دم درن!

_مامان ساعت چنده؟؟؟

_10

_مامان الان که دیگه آشغالی نمیاد!

_من نمیدونم....اصلا یه تو چه بچه ...گیر میده!

_مامان مهم اونش نیست نگران گربه ماده  هام!

(این هم پیامش: به گربه های ماده رحم کنید! و سوسک هارا ساعت 9 دم در بگذارید)

(ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی)

به نظر من یه سوسک بد تر از گرگ بیابونه  (هر برداشتی دلتون می خواد از این جمله بکنین...فکر و  عقیده خودتونه!)

این پست زیادی طولانی شد ..اون دوتای دیگرو بعدا میگم!

تا یه خاطره مرگبار و دیگه و اعلام کسایی که توی این مسابقه باید شرکت کنن میرم توی جعبه ابزار..بای مخ هسته ای ها!Hello

 

-----------------------------------------------------------------------------

لایحه:هرکی از این به بعد یه نظر گوگولی و درست حسابی بده عضو کلوپ ترکیده هاست و من حتما لینکش می کنم...می خواد لینکم کنه می خواد نکنه!

   + آیور ک.ع - ۳:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/۱٧