FOR MY LOVELY GOD


کوچولوی شما ..

سرزمین من ..جوونی من ... آرزو هام ..همه تلف میشه!

شهر من پکیده نیست!!!!!

ااااااااااااااااااااااا .................اااووووووووووووووه  ...جوونی یادت به خیر!  چقدر زود گذشت  همین دیروز بود حول(نمیدونم با کودوم هه می نویسن) میزدیم  نبادا مجله جوان گیرمون نیاد حالا که دیگه پلم شد ما هم پیرمی شیم دیگه مو به سرم نمونده از بس غصه خوردم همش پژمرده شده .

داشتم یکی از شماره های این مجله خدا بیامرز رو می خوندم  یهو دیدم نوشته اصفهان پوکیدس ..شهر من اگر ترکیده باشه پکیده که نیست(این دو تا به هر حال با هم فرق داره اگر می خواین زیاد  آزرده  نشین زیاد به تفاوت این دو تا لغت فکر نکنید مخصوصا اون هایی که یکم سنشون بالاست برای قلبشون ضرر داره بهشون فشاری وارد نشه) نوشته شده بود : اصفهان شده تهران و از اون جایی که تهرا ن خود آلودگی هست پس منطق من به من میگه که اصفهان هم خود آلوگی هست و پس حالا  من نمیدونم چه قدر خودشون رو اذیت می کنن پیچ و تاب میدن موضوع  رو ..آخه می دونین جوون های اصفهانی احتمالا قلبشون ضعیفه اکر یهو بگن بد بخت شدید شهرتون رو دود  و آلودگی برده یهو زبونم لال سکته می کنن آمار جوون های مجله خون کم میشه ... اگر من این ناظم بکایی رو ببینم دمشو می چینم  با این مطالبش فک  رو پیاده  و مخ آدم رو تیلیت می کنه خداییش قلم خوبی داشت  خدا  قلم اون رو هم بیامرزه .

از بس چیز میکشن شهر آلوده شده دیگه این چیز ها هی دود می کنه شهر آلوده میشه اصلا بری وسط شهر تنفس کنی خمار میشی  به جون شما .. ..این جا آدم بدیهی معتاد میشه !!! بیشتر از ماشین ها آلوده کرده شهرو  این چیز ...ولی ما حدارو شکر  توی منطقه های ا از شهر  زندگی می کنیم  که به مرکز شهر زیاد نزدیک نیستیم  وگر نه الان من همه س هارو براتون ش می نوشتم .

راشتی  من چند روزی هست که سلول های خاکستری مغزم پیت پیت پیت می ترکه هی دارم زور می زنم تفکر می کنم عنوان این وبلاگ چی باشه که مخاطب کلید کنه (اصطلاح کلید کنه یعنی این که ......هووم.....آهان یعنی تا ببینه عنوان رو  جذب بشه! اگر ملتفت نشدید اشکال از خودتون هست)

هنوز هم گزینه منا سبی یافت نشده  البته فکر می کنم همینی که الآن هست خوبه... نمیدونم؟!

جونم  براتون بگه این چند روزه زیاد نمیتونم ضرب بزنم هم عذا داریه هم تنبکم پکیده مجبورم رو هوا  تخیلی تنبک بزنم .

پور پاتا پوتول     پور پاتا پوتول    پور پور پور     پاتال پوتول فعلا تنبکم این گونه صدا از خودش  میده.. خوب من هم مجبورم تمرین کنم وگرنه هر چهار شنبه استادم  شیل و شویدم رو شیدا میکنه( این اصطلاح هم از همون دسته اصطلاح های ساختگی نسل چهارم هست   البته اینرو هم می تونستم بگم استادم همچینم می کنه که بپاشم به طاق بچکم پائین ؛ خوندن این  پاره از مطلب  به کودکان زیر 16 سال توصیه نمیشه شب ژانر وحشت خواب  می بینن).... خلاصه تنبکم آنفلانزا گرفته اونم از نوع خروسی.  > تنبک نازنینم ...خدا شفات بده من بدون تو دق می کنم..آه..

ببخشید توی این پست مختون رو پیاده کردم .. این دفعه برام در مورد عنوان وبلاگ و .. نظر بدبد این جوری پیش بره سلول واسه مغزم نمیمونه  .

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

بازم از برو بچ تحقیقاتی ممنونم که این قدر خفن تحقیق می کنن نمیذارن  یه سؤال بی جواب واسه من بمونه همچین می پیچونن که  خودت خود به خود جواب رو پیدا می کنی  . چقدر این ها زحمت می کشن.. خوب این هم یه جور حرفه پاسخ گویی به سؤال هست  دیگه حتما واسه به دست اوردن این حرفه زحمت کشیدن ..مهم اینه که سؤال بی جواب نمیمونه نه؟

   + آیور ک.ع - ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۳٠

کله پاچه

کلپچ

بازم این غذا های سنتی  که  یه جورایی خفن هستند  و می تونن به نوبه خودشون بترکونن یکی از وعده های غذایی در  طول ماه رمضان به خودشون اختصاص دادن و این مساوی با این که یکی از وعده غذایی های ( یا افطار و یا خدائی نکرده سحری )برای  یه دختر نازک نارنجی تعطیل!

ولی نکته مطلب این جاست که من اون دختر نازک نارنجی نیستم و عاشق کله پاچه و به خصوص سیرابی هستم ( ولی خوب می دونین خوردن این جور غذا خیلی مشقت باره و حد اقل برای من یک ساعتی طول می کشه تا راضی بشم اون چیزی که جلومه با تصفیه و هزار جور غر و رعایت نکات بهداشتی و....  بخورم؛ ولی این دلیل نمیشه از این غذا لذت نبرم)

خدا کنه برای سحری هم چین اتفاقی نیفته که  با خوردن کلپچ و  یا  سیرابی احتمالا تا غروب هلاک می شیم و تا سحر  روز  آینده به صورت متوالی آب می نوشیم.

شما اصلا می دونین تاریخچه کلپچ به  زمانی می رسه؟

احتمالا این یکی از اساسی ترین سؤال های تاریخی بشر هست ! که طی کندو کاو فراوان فقط به همین  نتیجه دست یافیتیم که اختراع این غذا به دوران قبل از خلقت انسان نمی رسه و لی زمان دقیق اون رو نمیدونیم!!!!

شما اصلا می دونید که کلپج چه خواصی داره ؟

به به ..این غذا سراسر چربی هست (خوب البته چربی تا یه حدودی برای بدن نیاز هست پس کله پاچه  یکی از نیاز های اساسی بدن هست که احتمالا در هرم غذایی از قلم افتاده ولی مواظب باشید کم بخورید که مانکن بمونید تازه این رو هم بدونید مانکن ها کم تر دچار عارضه قلبی می شن) تازه کلپچ می تونه همون خواصی رو داشته باشه  که اعضای بدن یک گوسفند بی چاره داره یا بهتره بگم این هم نوعی گوشت هست.  مغز کله پاچه هم از قسمت های پر طرفدار این غذاست(البته نه به اندازه زبون دراز) که  با قسمت های دیگه تفاوت هایی داره خوب بلاخره این مغز هست بقیه جاهای کله پا چه که مغز نیستن پس حتما تفاوت داره .

امید وارم یه روز قشنگ پائیزی شما  مثل من هم از این غذا لذت ببرید

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

در آخر از همه برو بچ تحقیقاتی ممنونم که این قدر تلاش کردن تا سؤال های شما بی جواب نمونه

 

   + آیور ک.ع - ٧:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٩

بابا همشهری جوان کجائی؟

خبر های رسیده از شورای محله در تاریخ  3 /2/87:

طی حل کردن بعضی از مشکلات فرهنگی در محله بروبچ تصمیم گرفتیم  تا با اقدامات فرهنگی ،اقتصادی ، قانونی ، اساسی ، خفن و با برنامه  ریزی هوشمندانه ای؛ این فرهنگ سازی را بکنیم که همه اهل مطلب شن و طی چندین  هفته تلاش مکرر به نتیجه ای مطلوب دست پیدا بکنیم .

  1. اقدامات فرهنگی

مصوبات: اگر بنا بر این است که هر 20 دقیقه جوانان بتوانند  مواد ( زبونم لال کراک و کریستال ،فتامین ، ماریجوئانا و ...) و کالا های غیر قانونی گیر بیارن ما چنان برنامه ریزی می کنیم که در هر 5 دقیقه  بتوانند مطالب فرهنگی (جراید) گیر بیارن و این طوری زمانی که پس از 20 دقیقه به کالای غیر قانونی دست پیدا  می کنند 4 بار همشهری جوان خوانده باشند

2.اقداما ت اقتصادی

مصوبات:با استفاده از  خیر خواهی کسبه و صندوق های خیریه نصب شده در قسمت های مختلف محل به  صورت محسووس و نا محسوس  بودجه لازم را  در اختیار عوامل گذاشته تا نهایت تلاش را در راه اندازی کتاب فروشی و دکه  برای  کتاب و مجلات ، پفک، آبنبات، آدامس ولی مواد مخدر هرگز انجام دهند البته  با استاندارد های برنامه ریزی شده!!!

3.اقدامات قانونی

مصوبات: از اقدامات قانونی می توان به این اشاره کرد که با تلاش های پای کوبانه عوامل با هر گونه رد و بدل مواد به صورت آشکارا مبارزه به عمل خواهد آمد .

عوامل اجرائی امید وارند که از این به بعد مجلات و کالا های فر هنگی جای گزین این گونه..... ها شوند

4.اقدامات اساسی

مصوبات : تأ سیس کانون اصلاح و تربیت برای نو جوانان و کودکان محل ، استخدام و تربیت کارکنان برای فروش کالاهای فرهنگی، زمینه سازی برای ترک معتادان ،شعار های ویژه برای فروش هر چه بیشتر کالا های فرهنگی ،تفکر  بعد تعمل نه تفکر بازم  تأمل( این جمله مر بوط به خود شوراست .)...

 ( به تعدادی کارمند با تجربه در کار فروش ( فقط) نیاز مندیم)

نتایج به عمل آمده پس از 4 ماه:

این هفته  مجله همشهری جوان گیرمن نیومد

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

منبع: اولا ما خودمون تو شورائیم دوما جراید و رسانه ها من این جا چیز الکی نمی نویسم

   + آیور ک.ع - ٥:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢۸

من و خاطراتم

                      

 

 

امروز کلاس اولی ها با هزار تا آرزو رفتن مدرسه با پدر ومادر ها شون البته بعضی ها هم خونوادگی میان مدرسه  بعضی ها گریه می کردن بعضی ها هم خوش حال بودن البته اون هایی که گریه می کنن نمی خوان از مادراشون جدا شن که این بیشتر توی دخترا رایج هست.

روز اولی که  من رفتم مدرسه اصلا گریه نکردم با این که هم کلاسی هام  تو سره خودشون می زدن که من مامانم رو می خوام، اما من ریلکس  بودم و همه جارو تماشا می کردم.  البته از اون جایی که قبلا خواهرم توی اون مدرسه ترکونده بود همه فکر می کردن من هم به همون شیطونی و شلوغی  و خفنی هستم از اون دسته بچه هایی که کلاس روبه هم میریزن ، اما من بر عکس شکیبا (خواهرم) بچه زیاد  شلوغی نبودم اما شیطون با ادب بودم زیر زیرکی شیطونی می کردم در عین حال بد جنس  . یکی از مشخصه های من در مدرسه  این بود که سر کلاس یهو میزدم سر آواز :

 _  سلطان قلبم تو هستی تو هستی ..... و بعضی اوقات هم مزه پرونی ولی من یک معلم چرب زبونی مثل خواهرم (شکیبا ) دارم و از این نظر هر از گاهی  سر کلاس درس می ترکونم.

  به هر حال روز اول مدرسه یادم نمیا د مامانم اومده باشه مدرسه.من رو گذاشت و رفت، بر گشت هم یادم نیست که چه جوری اومدم خونه.

 این هم یه شمه از خاطرات من در دوران کودکی شما چه جوری بودید؟

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

این هم یه صفحه از خاطرات من فکر کنم این اولین مطلب ادم واری من باشه

 

 

 

 

 

   + آیور ک.ع - ٤:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٧

تست هوش

به نظر شما 

نیم کیلو تمام سکه بهار آزادی بیشتر هست یا یک  کیلو نیم سکه؟    

اشتباه نکنید...هر دو تاش یکی نیست!!!!

ولی در اصل یک کیلو سکه بیشتره ..همون طورکه از خود سوال پیداست یک کیلو طلا(همون نیم سکه) در برابر نیم کیلو طلا(تمام سکه) برابری نمی کنه ولی این نکته ممکنه شما رو گیج کنه که نیم سکه ؟ یا تمام سکه ؟

باید بگم که واحد اندازه گیری در این سوال کیلو هست و اندازه سکه ها مهم نیست بلکه مقدارشون  مهمه(جرم)

این فقط یک تست هوش بود که خودتون رو امتحان بکنید من میدونم همیشه پاسخ ما ایرانی ها یا خود جواب اصلی هست یا نزدیک ترین پاسخ به جواب اصلی هست ..اگر خوشتون اومده بگید تا باز هم در روز های آینده گریزی بر این مطالب زده بشه

   + آیور ک.ع - ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٥

توی این مدت چه گذشت!

                       

به به  یه چند روزی هست که دیگه زیاد  برق نمیره و نمیاد(البته دور شد اون روز هایی که دیگه نمی رفت فقط یه دو ساعتی میومد)ما هم داریم نهایت فیض می بریم که مبادا ماه رمضان تموم شه یه موقع هیچی دیگه  نیاد .

درس دانشگاه و مدرسه و این ها هم داره شروع میشه و به جز کلاس اولی  ها همه دپرس هستند ولی با این حال به تازه وارد های دانشگاه تبریک می گم.

 (چقدر تابستون زود تموم شد )بهتره این جور چیز ها به خودتون نگید که دیگه تموم شد...آه تموم شد.....یعنی واقعا تموم شد؟گریه

سریال های ماه رمضان هم یکی از یکی در پیت ترند یعنی آب گوشتی ..ملت هم میشینن می بینن(البته بعضی ها خیلی دوست دارن و خدائی نکرده به اونها توهین نشه) .

آقای شفیعی هم که کلا در رفت (منظورم کاظم خطر هست) خداکنه جایی که رفته باعث ترس و وحشت و دوباره کشت کشتار نشه.

تهران هم که سوراخ شده.خدا کنه از این به بعد سوراخ سوراخ نشه.

من هم که می خوام بترکونم ..همین

   + آیور ک.ع - ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٤

اخه چه جوری؟!!

دیگه خستتون نمی کنم و چون دیگه شما رو حرص ندم به این نمی پردازم که بقیه چرا و چه جوری اعصابشون له و لوردس یا اینکه سیستم عصبیشون رو دیگران چه جوری و طی چند مر حله ساتور کردن یا اینکه چه کس هایی و چرا روی نروشون(nerv) سوهان کشیدن.

 به هر حال من هنوز روی اون قضیه اورانیوم و نوترون و ترکوندن گیرم و نمیدونم از کجا و چه جوری شروع کنم .

من میخوام هر چی بمب هسته ای هست خنثی کنم ولی از کار بلد ها کمک

 می خوام.

لطفا بگید چه مطالبی بنویسم، چه تغییراتی بدم ،چی کار کنم، راهنماییم کنید وبلاگ های مختلفی بهم معرفی کنید  از اونا یاد بگیرم و...  تا من هم بترکونم و یه وبلاگ خوب و عالی  داشته باشم

                                                                   

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

از همه ممنونم  من تا یک هفته این وبلاگ آپ نمی کنم

   + آیور ک.ع - ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٠

دخترا شیرن!

واقعا چیزی که این روز ها جز بعضی هارو در آورده     همین قضیه سهمیه بندی کردن کنکوره که  این هم  مانند هر چیزه دیگه ای مخالفان و موافقانی داره

 

در این میان ما یه نمه از این بحث و جدال ها بین موافقین و مخالفین رو برای شما می گیم.  شما نظر تون چیه؟

موافقان=ق

مخالفان=ف

ف: اه.. اه.. اه ..دیدی این دخترا دانشگاه قرق کردن؟!!!

ق: واه.. واه.. واه.. دلت میاد اینجوری صحبت کنی؟!

ف:آره والا دیگه نمی تونی راحت تویه لاوی   راه بری همش این دخترا دور و برسالن کپه ای  نشستن می ترسیم سرمون روبیاریم بالا یه متلکی چیزی نثارمون کنن به خدا زمونه عوض شده..وقتی هم که یه پسر وارد کلاس می شه همه پا می شن می گن در وا شد و  گل اومد آقا پسره خوش اومد

ق: این پسرا ازبس مرفه بی دردن و خوشی داره از سر تا پاشون بالا میره که اصلا پیش خودشون لازم هم نمیدوونن که یه سری هم به درس و کتاب بزنن میخوان راحت برن دانشگاه نمیدوونن دختره چقدر تلاش کرده تا درس خونده شده اینی که هست ...از بابا ه پول میگرن دیگه بعدم اگه پولی ندن میرن 20 دقیقه ای مواد گیر میارن معتاد می شن.

بعد هم یه زن درست و حسابی نمی دن بهشون چون نه تحصیل کردن نه..

دختری که تحصیل کرده زیر بار همچین کسی  نمیره ... دختر های زیادی هستن که الآن تحصیل کردن.

ف:  بله خیلی از خانوم ها مدرک دارن  ولی متأسفانه نیروی زن خیلی  جا ها نمیپذیرن پس دخترک باید مدرکش رو بذاره در کوزه آبش رو بخوره.

ق: به ما چه این مسئول ها هر آینه پسر ها رو بر دختر ها ترجیح میدن!

ف:اصلا همه دخترا که نباید برن دانشگاه !

ق:مشکل اینجاست یا دانشگاه یا شوهر........ به نظر شما دختره حاضر میشه کودوم انتخاب کنه؟

جامعه ما باید به نیروی متخصص نیاز داشته باشه به کسی که کار بلده نه دختر یا پسر مسئله اینجاست همه زن ها رو دست کم میگیرن

اساس قانون اشتباه و این یه نقص..... فکر مردم بایدعوض شه.... باید یه فکراساسی کرد..... این جوری در حق بعضی ها ظلم هم می شه

 

واقعا چی کار باید کرد ؟نظر شما چیه؟

   + آیور ک.ع - ٤:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱۸

ستاره تا ستاره

                              ستاره تا ستاره

زمانی که پرواز می کردی                          

                                                 من در ته دره نقطه بودم

زمانی که به سرعت می دویدی                

                                                 من در سر جاده نقطه بودم

زمانی که در آسمان ها بودی                  

                                                 من در زمین نقطه  بودم

زمانی که می درخشیدی و خورشید بودی          

                                                 من در کهکشان ها نقطه بودم

زمانی که ساده می خندیدی

                                                من ساده نقطه غصه دار بودم

زمانی که دیده می شدی و می دیدی

                                               من نقطه کورفاصله ها بودم

 ولی....

 

زمانی که در دیده ام نقطه بودی

                                           آن وقت در دیده تو، من هم نقطه بودم

 

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

*و این یعنی هرگز سر خودت معطل نباش

در آخر هم از پسر عمه عزیزم ناصرتشکر می کنم

   + آیور ک.ع - ٥:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٧

خود سنجی همه کاره!

طرح خود سنجی همه کاره!

شما ابتدا دسوالات های زیر را پاسخ داده چنانچه از هر کدام از موارد زیر آگاه نباشید بعد خواهید فهمید:

 در آینده چه کاره خواهید شد، چه شخصیتی دارید ، آیا آدم مضطربی هستید، آیا کسی را دوست دارید، ایا توانایی انجام یک کارهایی را دارید،آیا دست و دلبازید ،چه رنگی دوست دارید،چه جور آدمی هستید و از اینا دیگه.....

آزمون شروع می شود:

1.در آینده دوست دارید چه کاره شوید؟

   بی کار                 بنا                       معتاد                              خلبان

2.آیا شما شخصیتی مورد پسند همه دارید و همه شما را دوست دارند؟

دارند                   ندارند         هم دارند هم ندارند                       هیچ کدوم

3.آیا در مسائلی که در طول روز با آنها بر خورد دارید مضطرب هستید؟

 به طور زیاد           نه خیلی کم                     کم                        زیاد  

4.آیا کسی را دوست دارید؟

نه             با  اجازه بزرگتر ها بله         فکر می کنم بعد میگم       چند نفر؟ 

5.توانایی انجام کار های دشوار را دارید؟

   آره          تا دلت بخواد             تاحالا انجام ندادم                  نمی دانم    

6.آیا زیاد پول خرج می کنید؟                           

     نه                     آره                            هی                   هیچکدام 

7.چه رنگی را دوست دارید؟                             

 بفش با توپ توپ های سبز                        قرمز جیغ     

  همه گزینه ها                                      در این گزینه ها وجود ندارد

8.چه جور آدمی هستید هستید؟                         

    عالی                    خوب                 متوسط                       ضعیف

 

آزمون به پایان رسید

 

پاسخ تست ها:

 اگر خیلی از این وبلاگ خوشتون اومد و از تست ها را موفقیت آمیز و مؤثر دانستید در هر حال آدم با حالی هستید در غیر این صورت باز هم آدم با حالی هستید

 

 

  چنانچه تا به حال نفهمیده باشید چگونه آدمی هستید باید برابه خودتان نگران باشید

 

 البته هر کی قدم گلش اینجا میذار با حال و ازش تشکر می کنم  

   + آیور ک.ع - ٥:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٥

حال نداری بی خیال!

   حال نداری ،آقا جون نشین پای کامپیوتر!!!

 عصبانی

مگه مجبورت کردن ،آقا جون میشینی پای کامی((computer باید حوصله به خرج بدی

هی نرو تویه این وبلاگ و اون وبلاگ آخرش هم هیچی ...برای یه بارهم که شده به خودت زحمت بده و    تفکر کن

اینجوری نه اون صاحب وبلاگ در انتظار یه نظر دق می کنه و تو هم حد اقلش یه دوست پیدا می کنی و این خیلی مهمه

 

آخرش:

 اینجا قوانینی داره که باید توجه بشه (البته اگه بشه ممنوون میشم)

1.بی حالی ممنوع:    ینی اینکه یه ذره از خودت ذوق نشون بده

2.بازم بی حالی ممنوع:   یعنی اینکه یه نیم نگاهی به متنا بنداز

3.نظر و پیشنهاد:  یعنی اینکه باید بترکونی تا بقیه هم بترکن و بترکونن!!!!!!

(فکر کن اینجا اورانیوم و تو یه نوترون با شخصیت که می خواد بترکونه حالا می بینی چه جوری همرو وادار به ترکوندن می کنی....یالا بترکون)

4.این لایحه مربوط به خودته! ... ایئکه اگه می خوای منم برات بترکونم حتما بامن تماس بگیر{برام میل کن } یا بهم یه جوری بگو(البته وقتی تو نظر میدی و می ترکونی منم برات هر جوری شده تو وبلاگت یا هر جا بخوای می ترکونم)

5. بازم بیا:     نرم تویه خاطرات!..... بازم به ما سر بزن

 

در آخر آخر هم از بعضی دوستای گلم تشکر من کنم :

شکیبا......ناصر عزیز........وآقای آزاد

حمید رضا و ایمان جان از شما هم ممنوونم

   + آیور ک.ع - ٦:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٢

جزیره کوچولوی من

 در حال فوران شادی ام از این که منم تونستم یک

 جزیره کوچولو برایه خودم داشته باشم

( البته یه کمش رو توی خودم ریختم چون همه خواب بودن می تر سیدم بیدار شن)

حالا می خوام بترکونم    البته این شمایید که با نظرای خوبتون این آرزو را براورده می کنید

 

ماه رمضان با انرژی بیشتری سراغ همه میاد پس کم لطفی نکنید و شما هم بترکونید

 

حالا رسیدیم سره اصل موضوع اینکه من باید یه چیزی بنویسم تا شما در موردش نظر بدید

 اول اینکه من چه جوری شروع کنم(کمکم کنید)

دوم در مورد قالب کار شده و اینکه تکراریه یا نه بگید(برام مهمه)

و.....

دیگه هر چیزی که به نظر خودتون بیاد:

 اشکالات وخوبی ها، جاهای پیشرفت و.....

   + آیور ک.ع - ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٠

 

سلام... سلام.... من امدم و خوش آمدم

جون تازه کارم اگه اومدی که حتما اومدی

                                                                  نظر دادن یادت نره

(خوب می تونی در مورد اینکه من اومدم یا در مورد اول کار وبلاگ بلاخره یه چیزی نظر بدبد می تونید ایده بدید تا من در آینده انجام بدم)

خوشحالم یا بهتر بگم هیجان زدمتعجب

   + آیور ک.ع - ٧:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٠