FOR MY LOVELY GOD


کوچولوی شما ..

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیور ک.ع - ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱۳

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیور ک.ع - ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۳٠

 

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیور ک.ع - ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۳

.......!

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیور ک.ع - ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱۳

 

؟

   + آیور ک.ع - ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۸

بغض منو ماه حرام ..

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیور ک.ع - ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٩

ارُمنا ..

گاهی به آکواریم خیره میشم و با خودم فکر میکنم:  که کاش یک ارُمنا( یا ارُونا ) بودم تا کمبل بودنم و راه های فرعی زندگیم رو تاریخ  زیست توجیه میکرد

گاهی زیادی خودم رو با این ماهی کهن یکی می بینم   : ابهتی که در بی عملی به باد میره ..!..  ماهی بزرگ خوش وجنات رودخانه ای که وقتی حشره ای روی آب می بینه تا تفکر و عمل رو به یک پیوند میمون برسونه طعمه ش راهی حلق رقیبان کوچولو شده .. اما ... ارمنا وقتی احساس بدبختی زیادی کرد ، پریدن بیرون برای شکار ترجیح داد  .. خوش به حالش که بلاخره به خودش اومد ...

 -----

گاهی  به آکواریم خیره نیستم اما یک ارُمنا به من خیرست .. نه به فک گشادش لبخندی و نه چیزه دیگه ..شاید چشماش از فرط تعجب گرده ..اگز  دست داشت انگشت لای سیبیل هاش میکرد !..به هرحال حتما به  یک ارُمنا غیر آبزی تکامل یافته و شبه انسان فکر میکنه و حتما با خودش میگه ارمنا ها نه دوزیست شدن نه دایناسور پس کجای تاریخ زیست در مورد این نوع ارمنا نوشته ؟!...

-------

گاهی من و ارُمنا هر دو به هم خیره ایم  ....با دهن های باز و چشم های گرد .. شاید هر دو به هم دیگه فکر می کنیم.. چقدر به هم دیگه شبیهیم !

 

چی میگن بهش ؟ آها پی نوشت : عکس ارمنا رو نشد بذارم ..!

   + آیور ک.ع - ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٩

سطل احساس

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیور ک.ع - ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٠

و دل جاودانه شد ..

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیور ک.ع - ۸:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٤

...تا بی اندازه بیهوده ...

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیور ک.ع - ٩:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٤
← صفحه بعد